• اثر سمي آن عامل بر متابوليسم گياه،
  • تخريب ساختارهاي سلولي و باقتي.
  • در مورد هر نوع آلاينده (يا ساير عوامل تنش‌زا تعداد بسيار اندكي از گونه‌هاي گياهي وجود دارند كه هم در شرايط بسيار نامطلوب و هم در شرايط سمي، قادرند در مرحلة خاصي به رشد و بقاي خود ادامه دهند. بايد توجه داشت كه روابط رقابتي درون گونه‌اي و بين گونه‌اي و بين گونه‌اي موجود در ميان گياهان نيز تا حد زيادي بر عكس‌العمل آنها نيست به عوامل زيست محيطي،‌ مانند آلاينده‌ها، موثرند. به گونه كلي، هر عامل محيطي كه ر رشد و نمو گياه تأثير داشه باشد، بر ميزان حساسيت آن نسبت به آلاينده‌ها نيز موثر مي‌باشد.

    نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

    1-3-2-1- اثرات آلاينده‌هاي گوگردي بر گياهان:

    آلاينده‌هاي گوگردي مانند مهمترين آلاينده‌هاي هوا مي‌باشند. دي اكسيد گوگرد () كه از آلاينده‌هاي عمدة‌ هواست،‌ سالهاست به عنوان تنها آلاينده هوا و كل محيط زيست مطرح بود.

    تحقيقات و مطالعات فراواني در مورد اثرات آلاينده‌هاي گوگردي بر پوشش گياهي انجام گرفته می باشد و گزارش‌هاي متعددي در اين زمينه هست.

    مانند اثرات آلايندة دي اكسيد گوگرد () بر گياهان مختلف مي‌توان به كاهش طول لولة گرده در گياه زنبق، كاهش جوانه زني دانة گرده و بذر در صنوبر و كاج، كاهش طول و وزن ميوة‌كاج و كاهش هدايت روزانه برگ در سويا و علف‌هاي چمني تصریح نمود. آزمايشهاي انجام شده در زمينة اثرات اين آلاينده، طيف وسيعي از پاسخ‌ها را در گياهان گوناگون نشان مي‌دهند.

    عكس‌العمل گياهان نسبت به ،‌ بسته به نوع گياه و شرايط محيطي آن متفاوت می باشد. آزمايشاتي كه بر روي گياهان نواحي مديترانه‌اي (با تابستان خشك و زمستان مرطوب) و گياهان نواحي سرد و مرطوب انجام شده می باشد تفاوت واكنش‌هاي آنها را نسبت به اين آلاينده نشان داده می باشد.

    هم چنين نظاره شده می باشد كه گياهان مقاوم به خشكي مقاومت بيشتري نسبت به و نيز ساير آلاينده هاي هوا دارند.

    شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

    از آنجا كه عمدة‌ جذب توسط گياه از طريق روزنه صورت مي‌گيرد، بنابراين هر گونه عاملي كه سبب كاهش خروج آب از گياه گردد منجر به افزايش مقاومت آن نسبت به مي‌گردد،‌ به همين دليل می باشد كه گياهان مقاوم به خشكي، مقاومت بيشتري نسبت به آن داشته اند.

    معمولاً گياهاني كه رشد سريعي دارند، جذب شده را به سرعت به ملكولهاي گلوتايتونو سيستئن تبديل مي كند و در بدين ترتيب باعث كاهش اثرات سمي آن مي‌شوند. در برخي آزمايشها نظاره گرديده می باشد كه در ارقام مقاوم به سويا و علف‌هاي چمني، افزايش منجر به بسته شدن روزنه و كاهش هدايت آن شده می باشد. اين موضوع تا حد زيادي به غلظت‌هاي بالاي اسيد آبسيزيك در اين ارقام مرتبط مي‌‌باشد.

    هم چنين مشخص شده می باشد كه اثر در تاريكي،‌ شديدتر بوده می باشد. احتمالاً به علت كاهش سرعت رشد گياه در تاريكي، سميت زدايي در تاريكي با سرعت كمتري صورت مي‌گيرد،‌ در حاليكه در روشنايي، به علت انجام فتوسنتز،‌ سميت‌زدايي با سرعت بيشتر انجام شده، اثرات مخرب آن كاهش مي‌يابند.

    كاهش رشد گياه، صدمات برگي قابل توجه و تخريب گياهان از جـمله اثرات می باشد.

    1-3-2-2- اثرات آلاينده‌هاي نيتروژني:‌

    اكسيدهاي نيتروژن ، آلاينده‌هاي عمدة‌ نيتروژني مي‌باشند كه شامل و NO هستند. آزمايشها نشان داده‌اند كه افزايش غلظت در محيط، سبب كاهش رشد و نمو گياهان و ايجاد اختلال در اعمال حياتي آنها مي‌گردد. اين آلاينده همچين، آسيب‌پذيري گياهان را نسبت به آلاينده‌هاي ثانوي افزايش مي‌دهد. مقادير زياد باعث كاهش وزن خشك و سطح برگي در گياه گوجه‌فرنگي، و سبب كلروز و نكروز در برگ‌هاي مركبات، يونجه، تنباكو، پنبه،‌ لوبيا، كاسني و نخودفرنگي شده می باشد. بررسي اثرات مقادير 20 و 50 P.P.m از اكسيدهاي نيتروژن به مدت زمان‌‌هاي 3 و يا 6 هفته بر روي چند گياه نشان داد كه افزايش غلظت اين آلاينده‌هاي نيتروژني منجر به افزايش كلروزه شدن و نكروزه شدن برگهاي گياهان مي‌شوند. ميزان اين آسيب‌ديدگي در تيمار 6 هفته‌اي، بيشتر از تيمار 3 هفته‌اي بوده و گياهاني كه در شرايط مرطوب قرار داشتند نسبت به آنهايي كه تحت شرايط خشكي بودند صدمه بيشتري ديده بودند. به نظر مي‌رسد كه در شرايط مرطوب به علت باز بودن روزنه‌ها ميزان بيشتري آلاينده وارد گياه شده و در نتيجه باعث صدمه بيشتر گرديده می باشد،‌ در حاليكه در شرايط خشكي به علت بسته بودن نسبي روزنه‌ها و كاهش ورود آلاينده به گياه، آسي كمتري ديده مي‌گردد.

    هم چنين در مورد آلايندة ميانكنش‌هاي آن با آلايندة نيز از اهميت بسزايي برخوردار می باشد، چرا كه اين دو آلاينده اکثراً در نتتيجة مصرف سوخت در كارخانجات توليد برق به همراه يكديگر به اتمسفر رها مي‌شوند و لذا با يكديگر ميانكنش‌هايي دارند و اين اثرات متقابل آنها بر يكديگر، تأثير فراواني بر آسيب ديدگي گياهان دارد . در يك بررسي نظاره گردید كه مقادير كمتر از 200 P.P.m يا 50 P.P.m اثرمخربي بر برگ گياه نداشت ولي هنگاميكه گياهان در معرض 25-5 P.P.m از هر دو آلاينده با هم قرار گرفتند در اثر واكنش‌هاي متقابل و افزايش دهندة آنها بر يكديگر، دچار آسيب ديدگي شدند.

    بررسي اثرات متقابل و بر برخي از گياهان چمني نيز نشان داد كه در اغلب موارد اثر متقابل اين دو آلاينده بر كاهش رشد ريشه و برگ به صورت سينرژسيت يا تقويت كننده بوده می باشد. لازم به ذكر می باشد كه به علت وجود مقادير متقاوتي از ساير انواع آلاينده‌ها در محيط زيست، بررسي دقيق اين اثرات متقابل، بسيار مشكل و پيچيده می باشد و نياز به دقت فراوان دارد. متاسفانه اهميت اثرات قوام + چندانكه بايد و شايـد، مورد توجه قرار نگرفته می باشد و بررسي‌هـاي اندكي در اين زمينه انـجام شده می باشد.

    در آزمايش ديگري جهت بررسي پاسخ گياه نسبت به وجود توام دي‌اكسيد نيتروژن و دي‌اكسيد گوگرد، گياهان گونة علفي Poa pratensis به مدت 11 ماه در اتاقك‌هايي در معرض هواي انباشته با يا يا + قرار داده شدند. گياهان در فواصل مشخصي طي اين مدت برداشت شدند و وزن خشك آنها با وزن خشك گياهان شاهد كه در معرض هواي غير آلوده بودند مقايسه گرديد. نتايج به اين صورت بود كه پس از جوانه‌ زدن دانه‌ها در اكتبر، در آغاز رشد باعث كاهش آن گردید، در حاليكه آن را تحريك كرد. تركيب اين دو آلاينده باعث تقويت شدن اثر آنها شده،‌ اثرات اندك به تنهايي را افزايش داد و منجر به كاهش شديدي در رشد گياه گرديد. با آمدن زمستان، اثر تحريك كنندگي بر رشد از بين رفت در حاليكه كاهش رشد را شدت بخشيد، و تاثير توام اين دو آلاينده تقريباً مساوي با حاصل جمع اثرات هر يك از آنها به تنهايي بود. پس از اينكه گياهان در فصل بهار شروع به رشد سريعتر كردند، همه اثرات مخرب تا حد زيادي از بين رفتند و تا آخرين برداشت در اواخر تابستان، قرار دادن گياه در معرض و + ، تحريك كوچكي را در رشد موجب مي‌گردید. به اين ترتيب، ثابت گرديد كه حضور در هوا مي‌تواند صدمات ناشي از را افزاش دهد ولي اين امر به وضوح به فصل بستگي دارد. با اين حال اثرات دقيق و نتيجة‌ نهايي اين پاسخ‌هاي مثبت و منفي رشد طي سالهاي طولاني، مشخص نيست. علاوه بر اين، آزمايش مذكور، برخي اشكالات احتمالي در زمينه تعيين ارتباط پاسخ گياهان و آلودگي طولاني مدت را نشان مي‌دهد: اگر فقط يك برداشت در طول آزمايش انجام گردد بسته به اينكه برداشت در چه زماني از طول دورة‌ آمازيش باشد، نتيجه ممكن می باشد مثبت، منفي يا خنثي بوده، منجر به نتيجه‌گيري نادرست گردد.

    به گونه كلي توضيح دقيق و كاملي در زمينه به هم كنش اثرات اين دو آلاينده و تفاوت اثرات توأم آنها در فصول مختلف بدست نيامده می باشد، ولي دو توضيح احتمالي در مورد تفاوت تأثيرات آنها در صول مختلف ارائه شده می باشد:

    • حضور يك آلاينده سوم، كه آلايندة فيتوتوكسيك ازن می باشد،
    • ميانكنش هاي بين عوامل آب و هوايي و تنش‌ آلودگي. تعيين نحوه دقيق اين عملكرد نياز به بررسي‌ها و تحقيقات گسترده‌تر دارد.

    1-3-2-3- اثرات زيست محيطي ازن:

    گونه‌هاي گياهي مختلف، واكنش‌ها متفاوتي را نسبت به مقادير متفاوت ازن از خود بروز مي‌دهند. آزمايشهاي گوناگوني كه از سال 1976 در اروپا انجام گرفته‌اند، به وضوح ثابت مي‌كنند كه ازن،‌ يكي از مهمترين آلاينده‌هاي گازي می باشد كه باعث آسيب ديدگي گياهان زراعي مي‌گردد.

    اثر اولية ازن بر گياه، تغيير ميزان فتوسنتز می باشد و پس‌ از آن، علائم مرئي مانند نكروز برگ‌ها ظاهر مي‌شوند. در بسياري از گياهان، افزايش ازن باعث كاهش فتوسنتز خالص گياه شده می باشد. چغندر،‌ تربچه و هويج مانند گياهان مقاوم نسبت به ازن و اسنفناج، يولاف،‌ سيب‌زميني و گوجه فرنگي مانند گياهان حساس نسبت به ازن بوده‌اند. آزمايش بر گياه شبدر نشان داده می باشد كه افزايش ازن، وزن خشك اندامهاي هوايي، وزن خشك ريشه و تعداد گره‌هاي همزيست را كاهش مي‌دهد. در گندم،‌ افزايش ازن قبل از مرحلة گرده افشاني سبب كاهش تعداد خوشه‌ها و تعداد دانه‌هاي پر خوشه، و پس از مرحلة گرده افشاني موجب كاهش اندازة دانه گرديد. ارقام مدرن گندم كه سرعت رشد بالايي دارند نسبت به ازن حساسيت نشان داده‌اند. بررسيها حاكي از اين می باشد كه در ارقام مذكور، بيش از 90 درصد عملكرد دانه ناشي از فتوسنتز جاري می باشد و از آنجا كه ازن بر فتوسنتز تاثير مي‌گذارد، عملكرد اين ارقام در مقايسه با ارقام قديمي گندم حساسيت بيشتري را نسبت به ازن نشان مي‌دهند.

    در برخي آزمايشها نظاره شده می باشد كه به علت حساسيت بذر دهي گياهان نسبت به افزايش ازن، مقادير زياد اين آلاينده در يك منطقه به مدت يك تا دو سال،‌ منجر به تغيير تركيب جوامع گياهي گرديده می باشد.

    مقدار سميت ازن از 510-200 P.P.b براي يك ساعت تا 250-100 P.P.b براي دو ساعت و 170-60 P.P.b براي چهار ساعت گزارش شده می باشد.

    هم چنين تحقيقات نشان دادند كه حضور آلاينده‌هاي گوگردي و نيتروژني به همراه ازن، اثرات مخرب آن را به شدت تقويت مي‌كنند، بطوريكه تركيب اين گازها با يكديگر بيشترين ممانعت از رشد را نسبت به مجموع اثرات هر يك از آنها به تنهايي داشته می باشد. از آنجا كه آلايندة معمولاً با همراه می باشد و اينكه نيز به صورت اپيزودي در كنار اين دو آلاينده قرار مي‌گيرد، صحيح اين می باشد كه اثرات ازن به رشد گياهان، در كنار مخلوط+  مورد بررسي قرار گيرد. آزمايش نشان مي‌دهند كه اثرات با + بر اساس غلظت آلاينده‌ها و گونه گياه مي‌تواند به صورت تقويت كننده (افزايش دهنده اثرات مخرب يكديگر) يا تضعيف كننده باشد. مشخص شده می باشد كه بخصوص در فصل تابستان، اثر مقادير فزايندة با مخلوط + به صورت تقويت كنندة يكديگر،‌ موجب افزايش اثرات مخرب بر رشد گياهان مي‌گردند. لازم به ذكر می باشد كه اين سه آلاينده،‌ از مهمترين مواد سمي براي گياهان مي‌باشند.

    1-3-2-4- فلوئور:

    فلوئور يا فلوئوريد،‌ آلاينده‌اي می باشد كه در مناطق صنعتي و اطراف كارخانجات، بخصوص كارخانجات آلومينيوم، از غلظت زيادي برخوردار می باشد. در چكسلواكي سالانه 15-12 هزار تن فلوئوريد تنها بر اثر سوخت زغال سنگ وارد اتمسفر مي‌گردد.

    اثرات تخريبي فلوئوريد بر گياهان، بيش از يك قرن می باشد كه مطالعه مي‌گردد . در آغاز اثرات زيست محيطي فلوئوريد هيدروژن (HF) شناخته و بررسي گردید. بيش از 1000 تركيب فلوئور در طبيعت وجود دارند كه اكثر آنها آلي و به شدت سمي مي باشند، فلوئور جوي كه باعث آلودگي محيط زيست مي‌گردد اکثراً توسط كارخانجات صنعتي وارد هوا گردید. باعث آلودگي آن مي‌گردد. فلوئور جزء عناصري می باشد كه طي چند دهه گذشه به گونه بي‌رويه و بيش از حدي مورد بهره گیری قرار گرفته و وارد محيط زيست شده می باشد.

    فلوئور، عنصري می باشد كه مقادير جزئي از آن در همة گياهان هست. حتي غلظت‌هاي بسيار اندك آن براي گياهان مفيد می باشد. ولي افزايش غلظت آن اثرات مخرب شديدي بر پوشش گياهي مي‌گذارد. آزمايشها نشان دادند كه غلظت 6/0 فلوئور در اتمسفر به مدت چهار هفته موجب آسيب ديدگي برگها در گياهان حساس مي‌گردد و اگر غلظت آن بيش از 5/1 باشد موجب سوختگي اسديي دريافت‌هاي حساس مي‌گردد.

    فلوئوريدها در آغاز از طريق روزنه‌هاي باز وارد گياه مي‌شوند. HF (فلوئوريد هيدروژن) به راحتي و به سرعت در محلول آبي حل مي گردد. كلروپلاست‌ها جايگاه عمدة انباشته شدن فلوئور هستند و حدود %60 كل آن را در برمي‌گيرند. ولي فلوئور علاوه بر كلروپلاست‌ها، در ديواره‌ سلولي، هسته‌ها و سيتوپلاسم نيز انباشته مي‌گردد. برگهاي برخي از گياهان بيش از صد برابر ميوه‌ها، اين آلاينده‌ را در خود انباشته مي‌كنند.

    ميزان جذب فلوئوريد توسط گياهان كوچك و بزرگ، متفاوت می باشد و هم چنين بر حسب غلظت آلاينده و مدت قرار گرفتن گياه در معرض آن، شدت فتوسنتز و ميزان رشد، اثرات آن بر گياهان متفاوت مي‌باشد. مشخص شده می باشد كه فرم فلوئور نيز اهميت زيادي در ميزان آسيب رساني آن دارد. فلوئور به فرم ذره‌اي معمولاً سميت كمتري نسبت به فرم گازي آن دارد. در آزمايش، گياهان گلايل در معرض 79/0 ميكروگرم در متر مكعب HF به مدت 4 هفته قرار گرفتند و در آزمايش ديگر در معرض 9/1 ميكروگرم در متر مكعب فلوئور به فرم ذره‌اي. در حالت اول، 15 درصد برگ‌هاي گياهان از بين رفت، در حاليكه در حالت دوم، هيچ گونه نشانه‌اي رؤيت نشد. به نظر مي‌رسد كه فعاليت كم ذرات فلوئور به علت عدم توانايي آنها در نفوذ به داخل برگ باشد.

    حساسيت گياهان مختلف نسبت به فلورايد و هم چنين صدمات ناشي از فلورايد بر آنها متفاوت می باشد و به نوع گياه بستگي دارد. در يك سلسله آزمايشات،‌ گياهان گوچه فرنگي كه در معرض 2/4 HF قرار گرفتند نسبت بر گياهان شاهد، كاهش در روش دانة‌ گرده و طول لوله گرده نشان دادند، درختان پرتقالي كه به مدت 2 سال در معرض 5-1 P.P.b HF قرار داشتند ميوه كمتري تولد كردند، در فلفل و ذرت، وجود اين آلاينده سبب كاهش نمو گل و در توت فرنگي، سبب فساد ميوه گردید.

    مقادير سميت فلوئور در گياهان حساس و گياهان با مقاومت متوسط، به ترتيب در حدود 100 و 200 ميكروگرم در گرم وزن خشك گياه می باشد. در بسياري از درختان، نشانه‌هاي سميت در محدوده 50-75/0 ميكروگرم در متر مكعب فلوئور به مدت چند ساعت تا 10 روز ظاهر مي‌گردد. مشخص شده می باشد كه گياهان درختي نسبت به گياهان علفي، ميزان بيشتري از اين آلاينده را در خود انباشته مي‌كنند كه اين امر به احتمال زياد به علت عمر بـيشتر درختـان و در نتيجه طولاني‌تر بـودن مدت قرارگيري آنها در معرض آلاينده می باشد.

    شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

    تركيبات گازي فلوئور در اتمسفري كه اکثراً از طريق روزنه‌ها وارد پگاه مي‌شوند، از آنجا به فضاهاي بين سلولي هجوم برده‌ پس از طريق سيستم نقل و انتقال سلولي و يا به صورت محلول در آب و هم چنين به وسيله بافتهاي دي به ساير بخش‌هاي برگ و گياه مي‌رسند.

    اثرات مخرب فلوئور بر گياهان به گونه كلي به گروه‌هاي: علائم قابل نظاره، تغييرات فيزيولوژيكي بدون علائم قابل رويت،‌ افزايش يا كلاهش در رشد، نمو و توليد مثل،‌ و انباشته شدن فلوئور در بافتها تقسيم بندي شده قرار گرفتن گياه در معرض مقادير زياد فلوئور براي مدتي مشخص اکثراً باعث آسيب‌ديدگي در برگها به صورت كلروز، نكروز و يا هر دوي آنها بخصوص در نوك برگها و در طول حاشيه برگها مي‌گردد. ميزان اين آسيب ديدگي به غلظت آلاينده مدت تاثير آن و گونه گياه بستگي دارد. مشخص شده می باشد كه نه تنها گونه‌هاي مختلف بلكه واريته‌ها ، كولتيوارها و افراد يك گونه نيز عكس‌العمل‌هاي متفاوتي نسبت به آلايندة فلوئور دارد. قرار گرفتن در معرض فلوئور پس از مدتي كوتاه باعث پديد آمدن اولين لكه‌هاي نكروزه در نوك برگ مي گردد و با افزايش غلظت آلاينده يا مدت اثرگذاري آن، اين منطقه نكروز شده، كه معمولاً با حاشيه‌اي به رنگ قهوه‌اي مايل به قرمز از قسمت هاي سالم بافت جدا مي‌شوند، گسترش مي‌يابند و به سمت قاعده برگ پيش مي‌رود. وقتي گياه در معرض غلظت‌هاي زياد آلاينده قرار مي‌گيرد اكثر برگها كلروز مي‌شوند. رنگ نقاط كلروز شده به علت از دست دادن كلروفيل زردرنگ می باشد و در صورت افزايش بيش از پيش غلظت و يا مدت تاثير آن، اين نقاط، نكروز مي‌شوند. در برخي مناطق آلودگي به فلوئور، اين علائم در اكثريت قريب به اتفاق و گاه در تمامي گياهان منطقه نظاره مي‌گردند. خزان زودرس، پژمردگي، عدم شكوفايي غنچه‌ها، تركيدگي زودرس بساك‌ها،‌‌ خشكيدگي كلاله، لوله شدن و نكروز شدن برگها،‌ سوختگي و خوردگي حاشيه برگها و كاهش كميت و كيفيت ميوه‌ها از حمله اثر قابل نظاره فلوئور می باشد. اثرات بيوشيميايي فلوئور و ميزان دقيق سميت آن براي متابوليسم و توليد مثل گياه هنوز به خوبي شناخته نشده می باشد، زيرا اين اثرات با علائم قابل رويت همراه نيستند. ولي مشخص شده می باشد كه فلوئوريد به عنوان يك مهار كننده آنزيمي اقدام مي‌كند و فعاليت بسياري از آنزيم‌ها بخصوص آنزيم‌هايي كه در تنفس، فتوسنتز، متابوليسم كربوهيدراتها،‌ سنتز پروتئين‌ها،‌ تشكيل ديواره‌‌ سلولي، توازن انرژي و سنتز اسيدهاي نوكليك تأثیر مهمي دارند را تحت تأثير قرار مي‌دهد. آنزيم‌هاي انولاز و فسفوگلوكوموتاز كه در فرايند تنفس شركت دارند حساسيت شديدي نسبت به فلوئور دارند.

    اين آلاينده هم چنين فعاليت آنزيم‌هاي پراكسيداز،‌ و سيتوكروم اكسيداز را نيز مهار كرده، موجب اختلال در آنها مي‌گردد.

    اثر آني فلوئور به تغذية گياه، اين می باشد كه با ورود فلوئور به گياه،كلسيم به شكل فلوئوريد كلسيم كه تركيبي نامحلول می باشد درآمده، رسوب مي‌كند و در نتيجه گياه با فقر كلسيم مواجه مي‌گردد. منيزيم موجود در ملكول كلروفيل نيز مي‌تواند به همين صورت تحت تاثير فلوئوريد قرار گيرد.

    اثرات فلوئور بر گياه، هميشه منفي نيست. مطالعات نشان داده‌اند كه مقادير اندك فلوئور مي‌توان باعث افزايش جذب اكسيژن و افزايش تنفس گردد. اين امر در تعدادي از گونه‌هاي گياهي نظاره شده می باشد. مكانيسم اين افزايش تنفس در غلظت‌هاي پايين فلوئور هنوز به درستي مشخص نيست ولي احتمال مي‌رود كه اين اثر تحريك‌كنندگي ناشي از اين ايجاد اختلال در توازن بين مقدار ADP و ATP‍ باشد. فلوئور مي‌تواند باعث مهار آنزيم ATPase كه ATP را تجزيه مي كند گردد. در اثر قرار گرفتن گياه در معرض غلظت اندك فلوئور، كاتابوليسم گلوگز از مسير امبدن- ميرهوف به مسير پنتوز فسفات تغيير مي‌كند. فلوئور، اين مسيرها را با سرعت زيادي تحت تأثير قرار مي‌دهد. تحريك تنفس به گونه همزمان با كاهش رشد در گياهان جوان گندم نظاره شده می باشد. تصور مي‌‌گردد كه اين دو فرايند همزمان منجر به افزايش تقاضا براي انرژي مورد نياز جهت توليد مثل مي‌گردد.


    دیدگاهتان را بنویسید