سیب زمینی تقریباً در تمام استانهای ایران، از مناطق بیابانی تا مناطق مرطوب کرانه دریای خزر کشت می گردد، اما سه ناحیة عمده تولید سیب زمینی در کشور عبارتند از:

1-  منطقة البرز: این منطقه از آذربایجان شرقی در شمال غربی کشور تا خراسان در شمال شرقی امتداد دارد. اردبیل، زنجان و گرگان از مراکز عمدة تولید سیب زمینی در این ناحیه می باشند.

نکته مهم : برای بهره گیری از متن کامل پژوهش یا مقاله می توانید فایل ارجینال آن را از پایین صفحه دانلود کنید. سایت ما حاوی تعداد بسیار زیادی مقاله و پژوهش دانشگاهی در رشته های مختلف می باشد که می توانید آن ها را به رایگان دانلود کنید

2-  منطقة زاگرس: این منطقه از قسمت غربی حوزة البرز به طرف جنوب شرقی تا مرکز ایران امتداد دارد. مراکز عمده تولید سیب زمینی در این ناحيه، همدان، اراک، فریدن و اصفهان می باشد.

تولید سیب زمینی در مناطق مرتفع، بطور کلی در ارتفاع بین 1000 تا 2000 متر از سطح دریا انجام می گردد. بیش از90% سطح زیر کشت سیب زمینی در کشور متعلق به این مناطق می باشد.

بخشی از تولید سیب زمینی متعلق به نواحی خشک و کم ارتفاع جنوب ایران بويژه استانهای فارس، هرمزگان، خوزستان و قسمتی از سیستان و بلوچستان می باشد.

4-1- تولید و سطح زیر کشت سیب زمینی در ایران و جهان

بنابر آمار وزارت کشاورزی، تولید سیب زمینی در سال 1382 بالغ بر 000/100/4 تن بوده می باشد  که این میزان محصول از سطح 167 هزار هکتار  زمین کشاورزی بدست آمده می باشد که نسبت به سال پیش از آن 400 هزار تن افزایش نشان می دهد. طبق این آمار میزان برداشت سیب زمینی در کشور بطور متوسط 24 تن در هکتار می باشد.

امروزه این محصول در جهان از نظر اهميت غذايي مقام چهارم را بعد از گندم، برنج و ذرت دارد و بعد از ذرت دارای گسترده ترين توزيع در دنياست. بنابر آمار سازمان خواربار و کشاورزی جهانی[1][1] در سال 2003 بیش از 311 ميليون تن  سيب زمينی در 19 میلیون هکتار زمین زراعی در جهان تولید گردید (نمودار 5-1). بیش از یک سوم این تولید مربوط به کشور های در حال توسعه می باشد، در حالیکه در ابتدای دهة 1960 میلادی تنها 11 درصد میزان کل تولید در جهان متعلق به این کشور ها بود. آموزش کشاورزان و ورود تکنولوژی های جدید و نیز برنامه های اصلاحی بر روی ارقام مختلف در شرایط اقلیمی این کشور ها از عوامل این افزایش تولید می باشد.

در جهان، کل تولید سیب زمینی، علیرغم کاهش سطح زیر کشت آن، به علت افزایش بازده در واحد سطح زمین در حال افزایش می باشد .

بیشترین سطح زیر کشت این گیاه در دنیا متعلق به کشور چین با 667/501/4 هکتار می باشد و پس از آن روسیه با 000/290/3 هکتار در مقام دوم قرار دارد. در قارة آسیا پس از چین، هند با 000/400/1 رتبة بعدی را بخود اختصاص داده می باشد.

کشور چین با تولید 331/813/66 تن، فدراسیون روسیه با 000/900/35 تن و هند با 000/000/24 تن به ترتیب در مقام های اول تا سوم قرار دارند.

بیشترین عملکرد تولید با متوسط برداشت 000/50 کیلوگرم در هکتار متعلق به کشور نیوزلند می باشد. پس از آن هلند با 724/40 کیلوگرم در هکتار و سپس دانمارک با 591/40 کیلوگرم در هکتار رتبه های بعدی را بخود اختصاص داده اند.

منبع: از پايان نامه کارشناسی ارشد با عنوان : مطالعه اثر تراکم های کاشت مختلف گیاهچه های حاصل از کشت بافت بر واکاوی های رشد و تولید مینی تیوبر در دو رقم سیب زمینی

طبقه بندی

 

سیب زمینی Solanum tuberosum گیاهی دولپه ای یک ساله و علفی می باشد که به علت تکثیر از طریق غده ظرفیت بالقوه چند ساله بودن را نیز دارد.

سیب زمینی متعلق به خانوادة Solanacea می باشد که بیش از 90 جنس و 2800 گونه در این تیره هست. اگرچه گیاهان این خانواده در سراسر جهان پیدا نمود می شوند، اما بطور عمده در نواحی گرمسیری آمریکای لاتین پراکنده هستند. جنس گیاه سیب زمینی Solanum می باشد که این جنس تقریباً دارای 2000 گونه می باشد. سیب زمینی متعلق به قسمت Tuberarium می باشد که شامل 180 گونة وحشی و زراعی می باشد که تولید غده می کنند (33).

اکثر ارقام تجاری سیب زمینی تتراپلوئید هستند (48 = ۲n = ۴x) که به زیر گروه های tuberosum و andigena تقسیم می گردد.

رده بندی دیگری هم هست که بر اساس آن دیپلوئید ها و تریپلوئید های معینی در محدودة گونة S.tuberosum قرار می گیرند. سیب زمینی های زراعی دیپلوئید (24 = ۲n = ۲x) به دو گروه اصلی تعلق دارند: S.stenotomum ، با غده های دارای دورة خواب و S.phureja با غده هایی بدون دورة خوابِ کاملاً مشخص، S.stenotomum تیپ تباری به حساب می آید و از طریق مضاعف شدن کروموزومی به، تیپ های آندیژین تبدیل می گردد.

تریپلوئید های زراعی (36 = ۲n = ۳x) در گروه S. × chaucha احتمالاً هیبرید هایی هستند که بطور طبیعی از تلاقی Andigena و Stenotomum یا Ohureja به وجودمی آیند.

گونة تریپلوئید دیگر، S. × juzepczukii ، بسیار متحمل به یخبندان می باشد و ممکن می باشد از دو رگ گیری طبیعی بین گونه وحشی S.acaule (یک تتراپلوئید) و S.stenotomum دیپلوئید ایجاد شده باشد.

یک پنتاپلوئید، S.× curtilobum (۶۰ = ۲n = ۵x)، که تصور می رود از دورگ گیری طبیعی بین S.acaule و S.andigena بدست آمده باشد، به علت توانایی تحمل سرما در مناطق مرتفع آند کاشته می گردد. این تیپ سیب زمینی طعم تلخی دارد، اما برای درست کردن شونو (۱) مناسب می باشد.

تیپ هگزاپلوئید S.demissum (۷۲ = ۲n= ۶x ) به عنوان منبع ارقام مقاوم در برابر بادزدگی مورد بهره گیری قرار می گیرد (12).

1-1- تاریخچه و توسعة کشت سیب زمینی

مبداء پیدایش سیب زمینی منطقة رشته کوه آند۱ در کشور های پرو و بولیوی می باشد، تقریباً 2000 سال قبل از ورود کاشفان اسپانیایی به این قاره کشت سیب زمینی بوسیلة اقوام اینکا۲ در این منطقه رواج داشته می باشد.

کربن 14 موجود در نشاستة بدست آمده در کاوشهای باستانشناسی نشان می دهد که حداقل در 8000 سال قبل، این گیاه مورد بهره گیری بشر قرار می گرفته می باشد.

باور عمومی بر این می باشد که نام انگلیسی سیب زمینی ( Potato ) از واژه ای اینکایی با نام ” papa ” مشتق شده می باشد.

سیب زمینی تقریباً در سال 1570 میلادی از آمریکای جنوبی به اسپانیا معرفی گردید و از این کشور به دیگر نقاط اروپا برده گردید و کمتر از 100 سال بعد در بسیاری از مناطق این قاره کشت آن آغاز گردید. این گیاه تقریباً در سال 1610 در هند، 1700 در چین و 1766 در ژاپن معرفی گردید و برای اولین بار در ابتدای قرن هجدهم بوسیله مهاجران ایرلندی به آمریکای شمالی برده گردید. در اروپا به دلیل شباهت برگ این گیاه با برگ تاجریزی سمی، آغاز به عنوان گیاهی سمی شناخته گردید، این شباهت به همراه عملکرد پایین آن در آغاز موجب عدم کشت وسیع آن در قارة اروپا گردید.

ارقام نواحی رشته کوه آند وارد شده به اروپا (Solanum tuberosum subsp. tuberosum) از مناطقی با عرض جغرافیایی پائین بدست آمده بودند و اگرچه در مناطق جنوبی اروپا عملکرد نسبتاً خوبی نشان می دادند، اما با عرض جغرافیایی متوسط اروپا سازگاری پیدا نکرده بودند و به طبع عملکرد پائینی داشتند. در واقع سیب زمینی با شرایط روز های کوتاه کوهستانهای مناطق گرمسیر نیمکرة جنوبی سازگاری داشت و تحت شرایط روز های بلند تابستان اروپا محصول کمتری تولید می نمود. تا ابتدای قرن نوزدهم ارقام شیلیایی (Solanum tuberosum subsp. tuberosum ) که عملکرد به مراتب بهتری داشتند به دنیای قدیم معرفی نشده بودند. با آغاز عصر صنعت تولید سیب زمینی به وسیله ای برای امرار معاش کشاورزان تبدیل شده بود و به دلیل پتانسیل بالای تولید، کالری بالا و هزینة تولید کمتر نسبت به غلات و حبوبات ارزش آن به عنوان غذا بزودی عیان گردید. از اینرو کشت سیب زمینی بطور فزاینده ای برای رفع احتیاجات تغذیه ای جمعیت اروپا گسترش پیدا نمود.

پس از مدتی، وابستگی زیادی به این منبع جدید غذایی در مناطق کشت آن به وجودآمد و عاملی که باعث از بین رفتن محصول بین سالهای 1845 تا 1846 در اروپا و بخصوص ایرلند گردید، قحطی شدیدی به وجودآورد. کشت وسیع و مداوم سیب زمینی و کاهش تناوب زراعی، باعث گردید این گیاه نسبت به بیماری ها و بويژه بادزدگی(Phytophtora infestans )حساسیت بالایی پیدا کند. تقریباً یک میلیون نفر به دلیل گرسنگی در این دوره مردند و در نتیجة این قحطی یک میلیون نفر از ایرلند مهاجرت کردند و اقتصاد این کشور و دیگر کشور های اروپایی دچار بحران شدید گردید.

اما این قحطی باعث معرفی تیپ بهتر سازگار شدة شیلیایی به جای تیپ متعلق به منطقة آند در قرن نوزدهم گردید. این تیپ آن پایة ژنتیکی را تشکیل می دهد که امروزه به عنوانS. tuberosum sub sp. tuberosum شناخته می گردد.

بیش از 150 سال اصلاح بر روی گیاه سیب زمینی باعث گردید این گیاه شرایط روز های بلند تابستان اروپا را تحمل کند.

اصلاح گیاه سیب زمینی بصورت کنونی، تقریباً در سال 1780 میلادی با تلاقی بین واریته های محلی آغاز گردید. در ابتدای قرن نوزدهم با معرفی ارقام شیلیایی فصل تازه ای در اصلاح این گیاه گشوده گردید.

همزمان با پایان قرن نوزدهم فعالیت های اصلاحی بر روی مقاوم سازی در برابر آفات و بیماریها متمرکز گردید، بدین مقصود از بسیاری از ارقام کشت شده و وحشی موجود در آمریکای جنوبی برای تلاقی با واریته های اروپایی بهره گیری گردید.

ارقام مورد بهره گیری سیب زمینی امروزه اکثراً در نتیجة برنامه های متمرکز و مستمر اصلاح این گیاه در قرن نوزدهم بدست آمده می باشد.

در ایران، سرجان ملکم۳ سفیر دولت بریتانیا بین سالهای 1800 تا 1810 میلادی در زمان فتحعلی شاه قاجار مقداری بذر سیب زمینی به دربار شاه ایران هدیه نمود. این سیب زمینی ها آغاز در روستای پشند در اطراف تهران و سپس در فریدن اصفهان و بعد به تدریج به سایر نقاط کشور برده و کاشته گردید.

کشت بافت

با در نظر داشتن افزایش سالانه بیش از 80 میلیون نفر به جمعیت جهان، یکی از مهمترین چالشهای پیش روی جوامع بشری تأمین غذا برای ساکنان این کرة خاکی می باشد. در حال حاضر جهان با یک کسری مواد غذایی بالغ بر 60 میلیون تن مواجه می باشد و در این بین مشکل اصلی متوجه کمبود های پروتئینی و ویتامینی می باشد. بطوریکه امروزه بیش از 3/1 میلیارد از مردم جهان از گرسنگی یا سوء تغذیة ناشی از در رنج بسر می برند.

در این بین کشت گونه های گیاهی پر بازده و بویژه سیب زمینی به دلیل قابلیت سازگاری گستردة آن با شرایط اقلیمی مختلف جهان، توجه بسیاری را به خود جلب کرده می باشد بطوریکه بنابر آمار رسمی FAO سطح زیر کشت آن در سال 2003 بالغ بر 19 میلیون هکتار و تولید آن بیش از 311 میلیون تن می باشد.

این محصول در جهان از نظر اهمیت غذایی، بعد از گندم، برنج و ذرت مقام چهارم را داراست. و مهمترین منبع دولپه ای در تغذیة بشر می باشد. وجود اسید آمینه های مهم، ویتامین ها و مواد معدنی در حد مطلوب این محصول را پس از تخم مرغ به دومین منبع غذایی ساده در سطح جهان تغییر داده می باشد.

متأسفانه سیب زمینی در معرض بیش از صد بیماری باکتریایی، قارچی، میکروپلاسمی و ویروسی قرار دارد و وجود این عوامل باعث افت شدید عملکرد در مناطق آلوده به این عوامل در واحد سطح شده می باشد. از آنجایی که این گیاه معمولآً بوسیلة غده های بذری تکثیر می یابد، این بذور مهمترین عامل گسترش و انتقال بیماری به شمار می رود. کیفیت غدة بذری نه تنها بطور مستقیم بر محصول رشد یافته از غدة بذری تأثیر دارد بلکه هر گونه بیماری که در روی غده یا داخل غده وجود داشته باشد ممکن می باشد به مزارع مجاور سرایت کند یا به خاک وارد گردد.

حملة ویروس ها به گیاه سیب زمینی در بعضی اوقات می تواند باعث نابودی 80 درصد محصول گردد و از آنجایی که از یک سو مبارزه با بیماری های ویروسی بوسیلة سموم شیمیایی امکان پذیر نیست و از سویی دیگر بهره گیری از بذور حقیقی سیب زمینی با محدودیت هایی روبروست، پس مؤثرترین راه برای مبارزه با عوامل ویروسی بهره گیری از غده های بذری گواهی شده می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

آمار نشان می دهد که تنها 11 درصد از سیب زمینی در جهان از بذور گواهی شده تولید می گردد. کمبود بذور سالم و بالا بودن هزینة تولید آن بویژه در کشور های در حال توسعه، عاملی عمده در افت کیفیت و عملکرد سیب زمینی می باشد. احتیاج به 2 تا 3 تن غدة بذری در هکتار عموماً تا 60 درصد از هزینة تولید را در بسیاری از کشور ها شامل می گردد.

برآورد ها نشان می دهد که بهره گیری از بذور سالم می تواند باعث افزایش 30 درصدی عملکرد در تولید سیب زمینی گردد.

در کشور ما با وجود صادرات سالانه بیش از 30 هزار تن سیب زمینی به خارج، هر ساله سه میلیون عدد غدة بذری از استرالیا وارد می گردد که این مقدار نیز پاسخگوی تأمین بذر زمین های زراعی کشاورزان نیست.

با پیشرفت های حاصل در کشت In vitro۱ گیاهچه های سیب زمینی در سالهای اخیر و نیز توسعة روشهای شناخت بیماریها، تولید گیاهچه های عاری از ویروس بوسیلة تکنیک های کشت بافت میسر شده می باشد (30).

با در نظر داشتن جدید بودن ورود روشهای کشت بافت به کشور و نیز بازدهی بسیار بالا و کاهش چشمگیر هزینه های تولید با بهره گیری از این تکنیک ها توجه و مطالعة هرچه بیشتر در این امر ضروری به نظر می رسد.

مواد آلی

پژوهش در مريلند: گياهان پوششی مخلوط و تک کشت: در طول سه سال Abdul-Baki و Teasdale بر روی گياهان پوششی زمستانه ماش کرکدار، چاودار دانه ای و شبدر قرمز هم بصورت تک کشت و هم بصورت کشت مخلوط به عنوان بخشی از سيستم تهيه علوفه خشک در توليد گوجه فرنگی تازه، تحقيق کردند.

پژوهشگران همان چيزی را که انتظار داشتند نظاره کردند. آن ترکيب از گونه های گياهان پوششی بطور کلی بيوماس بيشتری توليد کردند و آن بيوماس بيشتر، کنترل بهتر علف هرز را ميسر ساخت. همچنين پيش بينی شده بود مديريت علفهای هرز يکسالة بذر کوچک با اين روش بسيار آسان تر خواهد بود. و نيز با تغييراتی برای گونه های چند سالة علف های هرز. همچنين مسئله ای که قابل ملاحظه بود نسبت بالای کربن به نيتروژن در بقايای سيستم تک کشتی چاودار بود که افزايش گره های تثبيت کنندة نيتروژن در خاک را پيشنهاد می کند.

از مزيتهای اين روش تنوع محصول از سالی به سال ديگر بود. در سرما و سالهای مرطوب پلاتهای دارای مالچ اغلب تأخير هايی را در رسيدگی محصول نشان دادند. از مزيتهای ديگر نسبت به پلاتهای شاهد مقدار علفکشی بود که مورد بهره گیری قرار گرفت. Abdul-Baki و Teasdale در اين روش برای بريدن گياهان پوششی از علف چين بهره گیری کردند که اين روش ممکن می باشد برای بريدن گياهان پوششی روش مناسبی نباشد به اين دليل که تجزية سريع بيوماس خرد شده مجال بهتری برای طغيان مجدد علفهای هرز می دهد.

Teasdale, John R. and Aref A. Abdul-Baki. 1998. Comparison of mixtures vs.

monocultures of cover crops for fresh-market tomato production with and without

herbicide. HortScience. Vol. 33, No. 7. p. 1163-1166.

ماش کرکدار سوسک سيب زمينی کلورادو را دفع می کند:حشره شناس مؤسسة ARS Kevin Thorpe,تأثيرات روش Abdul-Baki وTeasdale را بر آفات نشان داد. او مدارکی جمع آوری نمود دال بر اينکه ماش کرکدار قطعاً دفع کننده سوسک کلورادو می باشد که به عنوان آفتی برای گوجه فرنگی در بسياری از کشور مطرح می باشد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

Anon. 2001. Vetch thwarts beetle. Small Farm Today. January. p. 11. For more

information, contact Kevin Thorpe, ARS Insect Biocontrol Laboratory, 301-504-5139,.

مالچ سبز (زنده) پناهگاهی برای حشرات مفيد:فراهم آوردن پناهگاه برای حشرات مفيد يکی از منافع قابل حصول در بهره گیری از مالچ زنده می باشد. پژوهشگران در ويرجينيا در زمينة پتانسيل مالچهای گوناگون زنده در مديريت آفات در خانوادة کدوئيان (خيار و کدو تنبل) پژوهش کردند. آنها ترکيباتی ميان گندم سياه، جوی دو سر / ماش، جوی دو سر / مالچ زندة شبدر سفيد با پلاتهای کشت مرسوم و مالچ کلش آماده ساختند. مالچ زنده به روشنی باعث افزايش تعداد گونه های مهم حشرات شکارگر گردید و بصورت بالقوه باعث نگهداری تعداد آفت سوسک خيار در پائين سطح آستانة اقتصادی گردید.

ميزان محصول پلاتهای مالچ زنده هر دو تيمار پلاتهای مرسوم را بخوبی پشت سر گذاشت. در اين پژوهش نظاره گردید که افزايش نسبت محصول مالچ زنده تفاوتهای زيادی خواهد داشت. هنگامی که يک سيستم کشت با رديف دوتايي در پلاتهای گندم سياه آزمون گردید ميزان محصول يعنی نسبت مالچ از 3:5 به 5:3 افزايش يافت. اندازة محصول در روش دو رديفه 8/4% نسبت به روش تک رديفه افزايش نشان داد. اما اين افزايش محصول هنوز فقط 72% از آن دستيافت در پلاتهای ترکيبی بود که خود تصریح دارد بر نياز بيشتر برای تحقيق به مقصود گسترش روشهای ممکن برای دوام اقتصادی عملکرد.

Amirault, Jean-Pierre and John S. Caldwell. 1998. Living mulch strips as habitats for

beneficial insects in the production of cucurbits. HortScience. Vol. 33, No. 3. p. 524.

فن آوری تلفيق مالچ خشک و مالچ زنده: در سالهای 1998 و 1999 پژوهشگران Virginia Tech کشت حفاظتی خود را همراه بوته های خطار انجام دادند. در اين نمونه آنها بوته های خيار را در ميان کشت پوششی چاودار/ ماش که با يک برگرداننده چيده شده بود کاشته و نشاء کردند. نوار بين رديفهای گياهان پوششی دست نخورده باقی ماند و اجازه داده گردید به گل بروند تا مکانی برای حشرات مفيد باشند. تنها يک نوبت وجين دستی در هفتة سوم بعد از کاشت به اندازة بهره گیری از علفکش از خود کارايي نشان داد. هنگامی که اين روش با توليد متداول (مرسوم) خيار در منطقه که از پلاستيک سياه بهره گیری می کند مقايسه گردید: پلاتهای دارای مالچ تعداد بيشتری حشرة شکارگر و تعداد کمتری سوسک خيار داشتند. همچنين شيوع بيماری باکتريايي پژمردگی کمتر بود و عملکرد محصول در سال نود و هشت 59% و در سال نود و نه 23% افزايش نشان داد.اهالی ويرجينيا کار خود را بر پاية اين کشف “پايداری اقتصادی” عملکرد ادامه دادند. آنها تنها يک چيز می خواستند فرا رسيدن کمی زود تر سالها.

Caldwell, John and Maurice Ogutu. 2000. Effects of rye-vetch no-till and habitat strips

and black plastic mulch on insect densities, weed control, and fresh-market cucumber